اینم از لوگوی وبلاگم!خوبه حالا!!!

emoticon

 


خانومای محترم توجه کنید.

لینک کسانی که بنا به دلایلی تو وبلاگاشون برای مدت طولانی پست نمیزارن و یا به ما هم سر نمیزنن پاک میشه .گلگی ممنوع!بای...

با تچکرخجالت



تاريخ : پنجشنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٤ | ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ | نویسنده : بشرا(مژده) | نظرات ()

دوچرخه دیدم!

سه چرخه و چهارچرخه هم همینطور!

امـــاهیچوقت نمی دونستم

 یه چرخه هم وجود داره

دنیا خیلی بی رحـمـــــه ، خیلی!


تاريخ : سه‌شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩۳ | ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : بشرا(مژده) | نظرات ()

سلام

خوبین؟نماز روزه هاتون قبول!خیلی التماس دعا دارم ,سر سفره های افطارتون حتما منو دعا کنید.خیلی خیلی ممنونقلب

بلاخره من اومدم,خیلی وقته نبودم به بزرگی خودتون ببخشید به خدا گرفتار بودمگریهاما الان حالم خوبه!

نی نی هم خوبهفرشته

چه خبرا ؟بیاین از خودتون بگید اتفاقات تازه تو زندگیتون رو برام بگید خیلی خوشحال میشم.بغل

من الان خونه جدید هستم .هی اینجا بدک نیست از قبلیه خیلی بهتره .اما اگه مال خود خودم بود خیلی بهتر بودناراحتتوکل به خدا .شاید یه روزی منم خونه دار شدمافسوس

ببخشید اگه بی خبر رفتم .خدا شاهده هم حالم بد بود هم خیلی مشغله داشتم.خب حالا که هستمنیشخند

خانومای عزیز نی نیم پسره اما سر اسمش موندم بزارم محمد طه یا محمد عرفان.جون من کمکم کنید یه اسمی بگید .خیلی خیلی ممنونماچ



تاريخ : سه‌شنبه ۱٧ تیر ۱۳٩۳ | ٩:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : بشرا(مژده) | نظرات ()

میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب، مبارک باد . . .

کارت پستال ولادت حضرت علی خرداد 92

تبریک به کسی که نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سکوت، مهربانی و... بسیار سخت است ... پدرم روزت مبارک . . .

چه حکایت جالبیست ، کلمه ی زندگی با “زن” آغاز میشود و مردن با “مرد”…
روز مرد مبارک باد

اس ام اس های تبریک روز پدر (7)

روز تولد حضرت علی تنها روز پدر نیست …
روز بزرگداشت مقام مردانگی و انسانیته …
و اون گنجی یه که هر کسی نمی تونه دارای اون باشه …
روز موجودی با محبت به نام پدر ..
پدر عزیزم روزت مبارک



تاريخ : دوشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۳ | ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : بشرا(مژده) | نظرات ()

من خودم یه آرزویی دارم که یه هفته دیگه شاید, شاید بهش برسم!!!!

شما چی؟؟؟



تاريخ : سه‌شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩۳ | ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : بشرا(مژده) | نظرات ()

روز مادر مبارک

پریسا دنیای شکلک ها   www.sheklakveblag.blogfa.com/



تاريخ : شنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩۳ | ٤:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : بشرا(مژده) | نظرات ()

خخخخخخخخخخخخخ!!!

ای جاااااااااااااانم!

منم میخوام علوس بشم!

بچه سکته کرد!

دالی!

پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/



تاريخ : جمعه ٢٩ فروردین ۱۳٩۳ | ۸:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : بشرا(مژده) | نظرات ()

مادرم ممنونم...........دیگر مزاحم نمی شوم.....
از خاطرات یک جنین!
تا چند وقت پیش نبودم اما حالا زندگی مشترکم را شروع کردم و فعلا برای مسکن، رحم را برای چند ماه اجاره کردم........البته به محض تمام شدن مهلت صاحب خانه مرا بیرون می اندازد و تمام وسایلم را هم می گذارد توی کوچه!
اظهار وجود:
هنوز کسی از وجودم خبر ندارد .البته وجود که چه عرض کنم .هرچند ساعت یکبار تا می خواهم سلول هایم را بشمرم همه از وسط تقسیم می شوند و حساب و کتابم به هم می ریزد.
زندان :
گاهی وقت ها فکر میکنم مگه چه کار بدی کردم که مرا به تحمل یک حبس 9 ماهه در انفرادی محکوم کرده اند ؟؟؟؟!!!!!!!!!
فرق اینجا با آنجا :
داشتم با خودم فکر می کردم اگه قراربود ما جنین ها به جای رحم مادر در جایی از بدن پدرها زندگی می کردیم چه اتفاقاتی می افتاد:
- احتمالا در همان هفته های اول حوصله شان سر می رفت و سزارین می کردند !!!
- کشوی میزشان را از طریق هل دادن با شکمشان می بستند !!!
- اگر ویار می کردند باعث به وجود آمدن قحطی می شد!!!
- به خاطر بی توجهی تا لحظه زایمان هم سراغ دکتر نمی رفتند و احتمالا در اداره وضع حمل می کردند!!!
- اگر بچه توی شکمشان لگد می زد ،آنها هم فورا توی سرش می زدند تا ادب شود !!!
بلوتوث:
امروز موقع سونوگرافی هرچی برای دکتر دست تکون دادم که از من عکس نگیر نفهمید،الان حسابی نگران شدم می ترسم عکس هایم پخش شوند چون از نظر پوشش اصلا در وضعیت مناسبی نبودم
اعتمادسازی:
امروز همش می خواستم بروم گشت و گذار اما مادر اینقدر نگران گم شدن من است آنچنان مرا با بندناف بسته است که نمی گذارد دور شوم
موج مکزیکی:
اینکه بعضی وقتها حسابی قاط میزنم به خاطر امواج موبایل است.مادرم،نمی شود به احترام من کمتر اس ام اس بازی کنی؟ فردا روز اگر نوار مغزیم مملو از موج های مکزیکی بود، تقصیر خودت است …! راستی از پارازیت ها چه خبر؟!
سکوت سرشار از ناگفته هاست:
از بس به خاطر سکوت اینجا عقده ای شدم که تصمیم گرفتم به محض تولد فقط جیغ بزنم تا تخلیه شوم.....
چندبار مصرف:
لابد شنیده اید که یک نفر می رود و از فروشنده می پرسد که آقا نان یک بار مصرف دارید؟و فروشنده میخندد و می گوید مگر نان چند بار مصرف هم داریم؟؟
خواستم بگم اصلا هم خنده دار نیست اینجا هر چیزی که به من برسد دوبار مصرف است!!!!
جغرافیای بدن:
فکر کنم در قطب جنوب هستم چون در این مدت اینجا همیشه شب است....
رخصت :
خب کم کم باید گلویم را برای گریه آماده کنم می خواهم چهار گوشه رحم را ببوسم و با لگدی که به در و دیوار میزنم برای خروج رخصت بخواهم .
مادرم ممنونم...........دیگر مزاحم نمی شوم.....
اولین نفس:
کمی استرس دارم همین طور که به لحظه خروج نزدیک می شوم قلبم تندتر می زند .همه چیز دارد از یادم می رود و احساس میکنم بعد ها چیزی از اینجا به خاطر نمی آورم ..........آخ یک نفر دارد مرا بیرون می کشد .................آهااااای من که هنوز حرفهایم تمام نشدههههههههههههه...

‏مادرم ممنونم...........دیگر مزاحم نمی شوم.....
از خاطرات یک جنین!
تا چند وقت پیش نبودم اما حالا زندگی مشترکم را شروع کردم و فعلا برای مسکن، رحم را برای چند ماه اجاره کردم........البته به محض تمام شدن مهلت صاحب خانه مرا بیرون می اندازد و تمام وسایلم را هم می گذارد توی کوچه!
اظهار وجود:
هنوز کسی از وجودم خبر ندارد .البته وجود که چه عرض کنم .هرچند ساعت یکبار تا می خواهم سلول هایم را بشمرم همه از وسط تقسیم می شوند و حساب و کتابم به هم می ریزد.
زندان :
گاهی وقت ها فکر میکنم مگه چه کار بدی کردم که مرا به تحمل یک حبس 9 ماهه در انفرادی محکوم کرده اند ؟؟؟؟!!!!!!!!!
فرق اینجا با آنجا :
داشتم با خودم فکر می کردم اگه قراربود ما جنین ها به جای رحم مادر در جایی از بدن پدرها زندگی می کردیم چه اتفاقاتی می افتاد:
- احتمالا در همان هفته های اول حوصله شان سر می رفت و سزارین می کردند !!!
- کشوی میزشان را از طریق هل دادن با شکمشان می بستند !!!
- اگر ویار می کردند باعث به وجود آمدن قحطی می شد!!!
- به خاطر بی توجهی تا لحظه زایمان هم سراغ دکتر نمی رفتند و احتمالا در اداره وضع حمل می کردند!!!
- اگر بچه توی شکمشان لگد می زد ،آنها هم فورا توی سرش می زدند تا ادب شود !!!
بلوتوث:
امروز موقع سونوگرافی هرچی برای دکتر دست تکون دادم که از من عکس نگیر نفهمید،الان حسابی نگران شدم می ترسم عکس هایم پخش شوند چون از نظر پوشش اصلا در وضعیت مناسبی نبودم
اعتمادسازی:
امروز همش می خواستم بروم گشت و گذار اما مادر اینقدر نگران گم شدن من است آنچنان مرا با بندناف بسته است که نمی گذارد دور شوم
موج مکزیکی:
اینکه بعضی وقتها حسابی قاط میزنم به خاطر امواج موبایل است.مادرم،نمی شود به احترام من کمتر اس ام اس بازی کنی؟ فردا روز اگر نوار مغزیم مملو از موج های مکزیکی بود، تقصیر خودت است …! راستی از پارازیت ها چه خبر؟!
سکوت سرشار از ناگفته هاست:
از بس به خاطر سکوت اینجا عقده ای شدم که تصمیم گرفتم به محض تولد فقط جیغ بزنم تا تخلیه شوم.....
چندبار مصرف:
لابد شنیده اید که یک نفر می رود و از فروشنده می پرسد که آقا نان یک بار مصرف دارید؟و فروشنده میخندد و می گوید مگر نان چند بار مصرف هم داریم؟؟
خواستم بگم اصلا هم خنده دار نیست اینجا هر چیزی که به من برسد دوبار مصرف است!!!!
جغرافیای بدن:
فکر کنم در قطب جنوب هستم چون در این مدت اینجا همیشه شب است....
رخصت :
خب کم کم باید گلویم را برای گریه آماده کنم می خواهم چهار گوشه رحم را ببوسم و با لگدی که به در و دیوار میزنم برای خروج رخصت بخواهم .
مادرم ممنونم...........دیگر مزاحم نمی شوم.....
اولین نفس:
کمی استرس دارم همین طور که به لحظه خروج نزدیک می شوم قلبم تندتر می زند .همه چیز دارد از یادم می رود و احساس میکنم بعد ها چیزی از اینجا به خاطر نمی آورم ..........آخ یک نفر دارد مرا بیرون می کشد .................آهااااای من که هنوز حرفهایم تمام نشدههههههههههههه...‏


تاريخ : دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩۳ | ٢:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : بشرا(مژده) | نظرات ()
  • قالب وبلاگ
  • امید